محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

117

اكسير اعظم ( فارسى )

آب به آتش ملائم بجوشانند تا بيك رطل آيد چهار اوقيه از آن صاف كرده به وزن يك مثقال معجون قفى در آن ماليده نيم‌گرم بنوشانند و غذا شورباى دراج بنخود و شبت و كمون و روغن بادام شيرين ساخته و اكثر اوقات حب الصنوبر كبار بشكر و پسته و گاهى بادام تلخ بخورند . مسيحى گويد كه اگر ثقل صوت از رطوبت باشد چندانكه به سبب او در حلق غرغره پيدا شود بلف خردل و جلاب غرغره سازند و يا فلفل و زنجبيل به عسل سرشته حب ساخته در دهن گيرند و فلفل حلتيت خردل مساوى به عسل سرشته به قدر فندق حب ساخته هر روز سه بار در دهن گيرند . و انطاكى گويد كه از مجربات ماء العسل و لعوق كرنب خصوصا به حلتيت و ميعه و اكل حلاوات و مثل بادام و پسته و نيمبرشت به عسل است . و نزد اهل هند مالكنگنى وج خراسانى نانخواه خولنجان دارفلفل بشهد آميخته به قدر يك دام صبح و شام ليسيدن بحة الصوت بلغمى را نافع است . و اگر از خشكى حنجره و قصبه ريه باشد لعابات نيم‌گرم و حسوات چرب دهند و لعاب بهدانه لعاب اسپغول در عرقيات برآورده همراه شربت بنفشه و شربت نيلوفر بياشامند و يا لعاب اسپغول سه ماشه روغن بنفشه يك توله و شربت نيلوفر چهار توله بدهند . و ايضا ماء الشعير به روغن بادام نبوشند و يا مبطوخ سپستان تخم خطمى خبازى هر يك سه درم با شكر ده درم بدهند و روغن بنفشه و روغن بادام اندك اندك تجرع كنند و غرغره بدان سازند و آشاميدن شيره خرفه و شربت نيلوفر يا آب انار شيرين و ترنجبين براى دفع خشكى كه از اغذيه و ادويه حريفه مالحه مخشنه بهم رسد نيز مفيد است و بهدانه در دهان دارند و شورباى مرغ و فربه و اسفاناخ و خبازى به روغن بادام و زرده بيضه تناول نمايند . و ديگر ادويه و اغذيه مرطبه چون شير تازه و مسكه با شكر و حريره سبوس گندم و روغن و نبات در شير پخته و يا آش كدو و كشك جو و يا آش نيشوق و يا دوغ شيرين يا پاچه بزغاله و گوشت آن بخورند و كتيرا نشاسته صمغ عربى رب السوس مغز تخم كدوى شيرين مغز تخم خيارين مساوى سوده حب ساخته در دهن دارند . و اگر خواهند قدرى نبات هم داخل نمايند و خشخاش را سائيده با مسكه و شكر آميخته مثل لعوق اندك اندك بليسند و هر سه جزا مساوى گيرند و لعوق لعابات نيز مفيد است و از روغن بنفشه و نشاسته و كتيرا و گل خطمى و موم و پيه و گرده بز قيروطى ساخته تمريخ گلو و سينه نمايند و هر چه در قسم آينده و در معال يابس بيايد استعمال كنند . و اگر از كثرت آواز قوى و يا بيدارى بسيار باشد شيره مغز تخم كدو شيره تخم خيارين در عرق عنب الثعلب برآورده شربت بنفشه آميخته بنوشند و يا مغز تخم تربز و خرپزه عوض خيارين هر يك نه ماشه گرفته و خشخاش هفت ماشه مغز بادام چهار عدد و شربت صندل و انار هر يك دو توله عوض شربت بنفشه داخل كرده بنوشند . و يا لعاب بهدانه بحلاب و ماء الشعير به روغن بادام بياشامند و از مسكه تازه گداخته و شكر يا از روغن بنفشه غرغره نمايند و از مغز تخم خيارين و مغز بادام و تخم خطمى و كتيرا و مغز بهدانه و لعاب اسپغول لعوق ساخته بليسند و يا مغز تخم كدو و نشاسته افزوده در لعاب اسپغول حب ساخته در دهن دارند و يا سپستان ده دانه تخم خطمى تخم خبازى هر يك سه درم جوشانيده صاف كرده با شربت بنفشه ده درم جوشانيده لعوق سازند و كتيرا نشاسته بر آن پاشيده بخورند و قيروطى كه در نوع مسيبى گذشت بر سينه بمالند و صمغ عربى نشاسته كتيرا تخم خشخاش مغز تخم كدو بنفشه رب السوس سائيده به لعاب اسپغول جهاد بزرگ و پهن ساخته پيوسته در دهان دارند و حريره كه از شير تازه و نشاسته و روغن بادام و شكر سفيد ساخته باشند تناول نمايند و از روى بيضه نيمبرشت بى نمك و شير برنج و فيرنى بادام و اطريه و شورباى سرمق و اسفاناخ و خبازى بخورند و به آب نيم‌گرم استحمام كنند و خواب خصوصا بر پشت و راحت اختيار كنند و ديگر اشياى طينه مرطبه مزيل خشونت به عمل آرند . و به قول فولس و رازى بخل منقوع در عسل بحة الصوت حادث عقب صياح را نافع . و اگر ماده نزول نمايد و ورم و درد پيدا كند فصه كنند و به علاج خناق حار رجوع نمايند و حبوب ملينه منضجه و كذلك غراغر و لعوقات ملينه كه از آن علاج خناق حار نمايند نافع است در اين نوع همچنين احساء جامع تغريه و جلا بلا لذع مثل آنكه از آرد باقلا و بزر كتان ساخته باشند و قوى تر از اين صمغ بطم است و شراب در ابتداى بحة الصوت ورمى مضر است و در انتها شراب حلو جائز داشته‌اند و ترب مطبوخ و مرى نفع مىكند . و بولس گفته كه چون اين مرض از ورم حار قصبه يا حنجره يا هر دو باشد بايد كه اول استعمال علاج مسكن كننده به مثل ادويه كه بگيرند بميفختج و كتيرا و صمغ عربى و نشاسته و تمرد سم و آبى كه در آن اين تمر و رب السوس بميفختج پخته باشند تا مثل عسل در قوام باشد و حب سمال زير زبان نگاه دارند و چون در درم تخفيف گردد احسائى كه به عسل و كرنب و كراث مطبوغ سازند استعمال نمايند . و از ادويه كه اندك اندك به كار مىبرند مثل رب متخذ از لبنى و كندر و اصل السوس و علك البطم و مبعسه فلفل و قند و دارچينى و سليخه و امثال آن ست . و گيلانى مىنويسد كه اگر بحة الصوت از كثرت صياح بنا بر تسييل حرارت رطوبات را به سوى حنجره و قصبه عارض گردد بگيرند